القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

189

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

كه بغض تو را داشته باشد ، در كنار حوض كوثر بر من وارد نمىشود ، و از حوض كوثر احدى از دوست‌داران تو بىبهره نمىگذرد . » سخن رسول خدا كه به اينجا رسيد ، على عليه السلام گويد : « به سجده درافتادم و خدا را بر اين نعمتهايش كه در پرتو اسلام و قرآن و محبوبم خاتم الانبياء و سيد رسولان صلى اللّه عليه و آله به من مرحمت فرموده است حمد و ستايش و شكر نمودم . » . موفق با ذكر سند از ابو عبيده نقل كرده كه گفت عمر به عبد العزيز دريافت كه مردم « على » را سب مىكنند روزى به منبر بالا رفت و شروع به بيان فضائل « على » و سابقه‌اش در اسلام نمود . سپس گفت : مرد موثقى كه گويا خودش از زبان رسول خدا شنيده بود و نيز با ذكر سند از « ام سلمه » نقل كرده كه رسول خدا در ميان ما بود كه « جبرئيل » عليه السلام بر او نازل شد ، گويا در حالى كه رسول اكرم ( ص ) تبسم مىنمود « جبرئيل » عليه السلام با او مكالمه مىكرد چون حالت وحى تمام شد ، گفت : پدر و مادرم فدايت يا رسول اللّه چه چيز موجب خنده‌ات شد ؟ فرمودند : « اخبرنى جبرئيل انّه مرّ بعلّى و هو يرعى ذودا له و هو نائم قد ابدى بعض جسده قال رددت عليه ثوبه فوجدت برد ايمانه و قد وصل الى قلبى . » جبرئيل به من خبر داد كه ضمن عبور به على گذشتم كه داشت حيوانى مىچراند خود در گوشه‌اى به خواب رفته بود لباس از بعض قسمتهاى بدنش كنار رفته بود رفتم لباس را روى بدنش بكشم ديدم جانب راست آن لباس با قلب خودم متصل است . « 1 » ابن مغازلى و صاحب مناقب با ذكر سلسله سند از « امام صادق از پدرش از على بن الحسين » عليه السلام روايت كرده‌اند كه رسول خدا : « قال لعلّى بن ابيطالب يا ابا الحسن لو وضع ايمان الخلائق و اعمالهم فى كفّهء ميزان و وضع عملك يوم احد على كفّهء اخرى ، لرحّج عملك على جميع ما عمل الخلائق و انّ اللّه باهى بك يوم احد ملائكته المقرّبين و رفع الحجب من السّموات السبع و اشرقت اليك الجنّهء و

--> ( 1 ) - اين قبيل روايات گرچه در مقوله امكانند امّا از صحت به دورند به دلائل رجالى ، و روائى و غيره كه مجال بحث از آنها نيست . ليكن چون در اين ترجمه بنابر حفظ امانت است عينا نقل شد .